ایتالیایی ها سقف ارامگاه کوروش را مرمت می کنند


در صورت قطعی شدن تفاهمنامه سازمان میراث فرهنگی با یک گروه از مرمتگران دانشگاه بولونیای ایتالیا با همکاری دانشگاه رم، این گروه شهریور ماه امسال برای انجام طرح‌های مرمتی در تخت‌جمشید و آرامگاه کوروش به ایران می‌آیند


ادامه نوشته

قلعه پالنگان کردستان

قلعه پالنگان در نزدیکی روستایی به همین نام از توابع شهرستان کامیاران در استان کردستان قرار دارد

آشنایی با قلعه پالنگان - کردستان
ادامه نوشته

ایا همان منشور کوروش به موزه ملی ایران رسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


منشور کوروش به موزه ملی ایران رسید
ادامه نوشته

جستجوی کوروش بزرگ در عمق 35 متری




ادامه نوشته

آيا آرامگاه كوروش بزرگ نبش قبر مي‌شود؟
خبرنگار امرداد- آفتاب یزدانی: كوروش موميايي شده است يا خير؟ اين پرسشي است كه سال‌هاست ذهن بسياري از باستان‌شناسان را به خود مشغول كرده است اما گويا قرار است اين پرسش تاريخي به زودي با كاوش در محل آرامگاه بنيانگذار سلسله هخامنشي پاسخ داده شود.
ادامه نوشته

ایرانیان مخترع باتری هستند


نخستین بار در سال ۱۳۱۷ خورشیدی ( ۱۹۳۸ میلادی)، ویلهلم کونیگ باستان‌ شناس آلمانی، در نشریه ی کاوش و پیشرفت (Forschungen und Fortschritte) طی مقاله‌ای خبر از وجود باتری های اشکانی می دهد.
ادامه نوشته

بخش مهمی از تکه های گمشده ی منشور کورش پيدا شد
استوانه ی حاوی منشور کورش بزرگ که در سال 1878 در خرابه های بابل کشف شده و از آن تاريخ در موزه بريتانيا نگاهداری می شود، قسمت های کنده شده ای داشت که تا کنون کسی نمی دانست چه کلماتی در آن قسمت ها وجود داشته است.

ادامه نوشته

باستان شناسان دو فسیل استخوان اسب یافت کردند


پژوهش‌هاي زبان‌شناسي يک متخصص زبان‌هاي خاور نزديک روي دو قطعه استخوان فسيل شده اسب که در موزه شهر ممنوعه نگهداري مي‌شوند، منجر به شناسايي نسخه چيني منشور کورش شد. گفته مي‌شود که قدمت اين استخوان‌ها به دوره سلطنت هخامنشيان بازمي‌گردد و مطالعه روي نوشته‌هاي اين کتيبه همچنان ادامه دارد.
ادامه نوشته

رطوبت در پاسارگاد


ادامه نوشته

سازه های ابی شوشتر

آب همواره در شكل گيري تمدنها نقش بسزايي داشته، تا بدانجا كه كهن ترين تمدن هاي بشري در كنار رودخانه ها شكل گرفته اند.




ادامه نوشته

نمایی از تاق بستان در شمال غربی كرمانشاه
ادامه نوشته


در آفاق كورش چنان درگرفتی                   كه آنرا چو خورشید خاور گرفتی


ترا همرهی كرد فر خدایی                        ز فر خدا سایه بر سر گرفتی

 نسب بردی از مادی و پارسی هم             فر،از هر دو، آن آریا فر گرفتی


به آیین مزدا دل و جان سپردی                  وز انگیزه‌اش راه داور گرفتی


اگر چند بودی به كیش اهورا                     ولی پاس ادیان دیگر گرفتی


به قوم یهود آنچنان مهر كردی                   كز آن قوم نام پیمبر گرفتی


به تاریخ یادت چنان مانده نیكو                  كه نام خوش دادگستر گرفتی


پی افكنده‌ای معبد قوم موسی                 توانایی از چرخ اخضر گرفتی


همه سرفرازی و آزادگی را                        چو آزاد سرو تناور گرفتی


به نیروی نیكی و پاكی و دانش                  جهان كهن را سراسر گرفتی


مسخر نمودی دل مردمان را                      به داد و دهش هفت كشور گرفتی


در آن دوره‌ی تار و آن شام ظلمت                ز دریای توفنده گوهر گرفتی


حقوق بشر را چنان پی نهادی                   كه نوع بشر را برابر گرفتی


همه بندگان را به یك چشم دیدی              خرد را به هر كار یاور گرفتی


نكردی به كس بار، آیین خود را                  جهان بینی از مهر و اختر گرفتی


ز گنجور تاریخ تا  واپسین دم                     به از گوهر و برتر از زر گرفتی


به كلك توانای صدها مورخ                         ستایش شدی زیب و زیور گرفتی


تو داد ستمدیده‌ی بینوا را                          به آزادگی از ستمگر گرفتی


به دل های تاریك و سرد و فسرده               چنان آذر ایزدی در گرفتی


پس از ماد و لیدی و آشور و بابل                 فینقی و بخشی ز خاور گرفتی


ز یك سوی تا سند گشتت مسلم              وز آن سو، ز بسفر فراتر گرفتی


زیك سوی تا ساحل پارس راندی                 ز یك سوی تا بحر احمر گرفتی


كهن خطه‌ی سارد را با سپاهی                  نشسته بر اسب تكاور گرفتی


گشودی دژ محكم شهر بابل                      ستم پیشگان را به تسخر گرفتی


چنان عرصه بر خود سران تنگ كردی           كه آرام فرعون و قیصر گرفتی


بشد خم بر آرامگاهت سكندر                    بدانسان غرور سكندر گرفتی


خردمند شاها در آن روزگاران                     جهان را چو مهر منور گرفتی


بود لوح تو آن چنان گیتی آرا                       كز آن جاودان بر سر افسر گرفتی


پس از آنكه به گذشت عمرت به نیكی          به سوی بهشت خدا پر گرفتی


سخنان زرتشت

ادامه نوشته


عرب هر که باشد به من دشمن است

کژ اندیش و بد خوی و اهریمن است

ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسیده است کار

که فر کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
(فردوسی)

کاریکاتوری ضد میهنی و قدرشناسی

این کاریکاتور که اندکی پس از انقلاب انتشار یافت ـ در روزهایی که گروههای گوناگون، هرکدام مدعی مالکیت انقلاب بودند ـ نشان می دهد که گور کوروش پدر و بنیادگذار ایران هم باید پا درآورد و مانند محمدرضا شاه و سران کشوری و بزرگ مردانی که با دستان خود میهن خویش را ساخته بودند و سرزمین های نفتدار امروز را با جنگ و جانفشانی به آن ضمیمه کرده بودند، بگذارند و به میهن دیگران پناهنده شود!. این کاریکاتور دو ماه و هشت روز پس از انقلاب، در رویه 5شماره 30فروردین سال 1358 (شماره ردیف 15834) روزنامه اطلاعات چاپ شده بود که یک عمل ضد میهنی آشکار بنظر می رسید. روز بعد، تحریریه روزنامه انتظار داشت که تلفن باران شود و همه اعتراض کنند، ولی حتا یک نفر جرات اعتراض کردن که هیچ، تذکر دادن هم به خود نداد که این چنین به میهن(مادر مشترک) بی حرمتی شده بود. در آن روزها عادت براین بود که اگر مطلبی مخالف یک گروه نوشته می شد، دسته هایی به راه می افتادند و در اطراف ساختمان روزنامه ها شعار می دادند: ... اعدام باید گردد و مرتکب اگر فرار نمی کرد و پنهان نمی شد، همان شب و یا روز پس از آن دستگیر می شد. در روز انتشار این کاریکاتور برای هرچیز شعار داده شد، جز اعتراض به انتشار این کاریکاتور (ضد میهنی) که به گفته ی: «هگل» آلمانی، در زیر هر وجب از خاک ایران، مردی در خون خود خفته است تا موجودیت این سرزمین پاسداری شود.

   طبق آمار منتشره، 27 سال پس از آن در نوروز 1385 بیش یک میلیون ایرانی از همین گور کوروش که در کاریکاتور (در حال فرار از وطن است) دیدن کردند و برغرورشان که ایرانی هستند افزوده شد. باید دید این ایرانیان در 30و 31فروردین 1358 کجا بودند؟! یک چیستان بزرگ است که باید بررسی و کشف شود.

این رویه از روزنامه اطلاعات در «تاریخ» ماندگار خواهد ماند تا حرف های خود را بزند. در آن زمان تیراژ روزنامه اطلاعات 850 هزار نسخه در روز و بیش از ده برابر سال 1385 (27 سال پس از) آن بود و در نتیجه  در بیشتر جاها بجای مانده است(1).

و من از خود می پرسم در 30 سال پیش، هنگامی که این توهین ها به پدربزرگ ایران روا می شد جبهه ی ملی ها ، نهضت آزادی ها و کسانی که عکس مصدق را حتا با خود درون رختخواب خویش می بردند، چه می کردند؟!

برآمد برین روزگار دراز

کشید اژدهافش به تنگی فراز

 خجسته فریدون ز مادر بزاد

جهان را یکی دیگر آمد نهاد

 ببالید برسان سرو سهی

همی تافت زو فر شاهنشهی

  جهانجوی با فر جمشید بد

به کردار تابنده خورشید بود

 جهان را چو باران به بایستگی

روان را چو دانش به شایستگی

 بسر بر همی گشت گردان سپهر

شده رام با آفریدون به مهر   

                                           «فردوسی»


جشن های 2500 ساله شاهنشاهی ایران


ادامه نوشته

فر کیانی،پادشاهی،و پیوندشان با راستی

اردشیریکم در نقش رستم استان فارس- ویکیپدیا

ادامه نوشته