نویسنده :

نماینده ذوق خدادای و دنیای و ازهنرهای و نخستین است که حتی پیش از بشر بصورت صدای ریزش آب جویباران و آبشارها و زمزمه باد و حرکت برگ درختان و آهنگ دلنواز پرندگان خوش خوان و مانند آنها،جلوه گری مینموده است. آنگاه که بشر آفریده شد،طی صدها هزار سال عمر و پیمودن مراحل اولیه و ابتدائی ، همگام با بوجود آوردن و واژه و بکار بردن آن،در اثر هوش و غریزه فطری و خدادادی و انگیزه طبیعی،از نغمه‌ها و آوای طبیعی بوسیله حنجره و آلات گوناگون تقلید کرد و این و شادی افزا را بوجود آورد.

موسیقی حال بشر و نمودار احساسات و ‌‌هائی است که بصورت آهنگهای موزون و دلنواز،جلوه مینماید. وضع جغرافیائی و اقلیم،عواملی که بر حسب زمان در روحیات و معنویات دست میدهد،نیازمندیهای ،سابقه‌های و پیشرفت و حتی ،در موسیقی اقوام و ملل تأثیر گذاشته،و از همین جهت است که موسیقی کسورها و طوائف با یکدیگر اختلاف دارند.

آلات موسیقی اولیه بشر بود،از شاخ و پوست و صدف و عاج حیوانات وزه کمان و خیزران اسباب و ادواتی شبیه طبل و نی و شیپور و سنج و زنگ ساخته اند. پژوهندگان و کاوشگران که کوششهای فراوانی برای خواندن لوحه‌های سومری پیدا شده در جلگه ونمایانیدن و این پیشرو و بکار ‌اند،برآنند که در یکی از لوحه‌ها بنواختن چنگ همراه با سرود ،اشاره گردیده است و آنان موسیقی پیش رفته ای داشته و با الاتی از قبیل طبل و سنج و زنگ و فلوت و بوق و شیپور و چنگ و عود،آشنائی داشته اند.(۱)

درون گور یکی از پادشاهان «اور» ،نقشی دیده شده که نمدار صحنه رقص بانوئی است در حال نواختن چنگ. در گور «شوب آد» ضمن کاوشهای انگلیسی همراه ،اشخاصی نیز دفن شده اند که در صف بانوان،یک نوازنده چنگ که تاجی بر سر دارد با چنگ خود دیده شده است(۳).

در دینی ،منعکس است که حضرت داود آن صدای خوبی داشته و سرایندگان و نوازندگان بسیاری در خدمت او بوده اند و نغمه داودی است. زبور با آهنگ مخصوص میشده است و از مندرجات این به پایه موسیقی و انواع سازهای میتوان پی برد. در آمده که: «بعضی از و روحانیان آنها هنگامی میخواستند از مغیبات خبر دهند،نی را میگفتند برای آنها نی بنوازد و در نتیجه تأثیر نوای نی،حالتی شبیه بخواب مغناطیسی در پیدا میشده،آنگاه از آینده خبر میداده است. حضرت موسی ع از «یوبال»(۳) پدر نوازندگان «شالومو»(۴) یاد کرده است. دربار گاه سلیمان یهود نوشته اند که خوانندگان با سنج و سیتار و هارپ وارد میشدند،دو با شیپورهای خود ورود آنان را اعلام میداشتند. در جشنهای مذهبی یهود سازهائی همانند سنج و طبل نواخته میشده است.

عیلامیها ساکنان قوم استان خوزستان،ساری شبیه به سنتور داشته اند و در آنها دو نمونه از دسته نوازندگان و سرایندگان دیده شده است. این نمونه در موزه بریتانیا و یازده نفرند که چنگ و نی و سنتور و یک آلت دیگر شبیه به ضرب مینوازند. آشوریها برای خاطر خشنودی خود سرودها و آوازهائی داشته که میخوانده اند و هشت یا نه جور ساز داشته اند. از جمله آلات طربی که از این قوم پیدا شده، چنگ ذات الاوتار است که ۱۶ رشته سیم تار داشته و مربوط بهزاره دوم پیش از میباشد. این چنگ سه گوشه دارد و یک طرف آن پهن است.

مصریهای ۱۳ یا ۱۴ ساز مختلف داشته اند. بر بدنة گورهای پادشاهان چند صحنه رقص شده و پیکر کوچک یک رقاصه مربوط بحدود چهار هزار سال پیش از بدست آمده است. بیش از سایر کشورهای قدیمه با موسیقی سر و کار داشته اند و نوشته اند که انواع سازها و خنیاگران نوازندگان داشته اند. دانیال رهبر یهود در خود از انواع سازها و موسیقی عصرش که در سپری شده،یاد مینماید.

فنیقی‌ها،لیدیها،فریکیه‌ها و درین‌ها و سایر اقوامی که تحت لوای شاهنشاهی در آمدند،همه با موسیقی آشنا بوده،آلات و ادوات این هنر را داشته اند و چون همه این کشورها تحت نفوذ در آمدند بنابراین اختلاط و نفوذ هنر مسیقی شان در موسیقی و اصیل بی تأثیر نبوده است. اسپارتیها آوازه‌های دسته جمعی توأم با موسیقی و رقص داشته اند که برسم کرت اجرا میشده.

این آوازه‌ها در تشریفات و مراسم دینی و جشنها و مسابقه‌ها اجرا میشده و هنگام برگذاری آن بکعده از شرکت کنندگان قسمت جالب رقص را انجام میدادند و یا آنکه فقط یکعده قسمتهای ملایم سرود را میخواندند. آتنیها در نیمه اول قرن پنجم پیش از میلاد اشعار شعرای گو و داستان سرا با آواز دسته جمعی توأم با موسیقی و رقص بافتخار و قهرمانان میخواندند و وسائل موسیقی عبارت بوده است از چنگ و سیتار که بتدریج تعداد سیمهای آن به ۱۲ رشته رسیده بود.

در هم موسیقی پایه رفیعی داشته و حکیم «» با آنکه تعلیم موضوعات عالی را بمردم کم اندیشه غدعن کرده،درباره آموختن فن موسیقی تأکید کرده است. او معتقد بود که: «وقتی کسی موسیقی را درست فرا بگیرد و دل و جان خود را با آن همنوا سازد،قلب پرخلوص و آرام و سالم و طبیعی بسهولت کمال مییابد،و کمال آن با سرور همراه است…. بهترین راه و اینست که…. به تنظیم موسیقی کشور توجه شود…. و موسیقی را هیچکس نباید دمی از نظر دوربدارد…. نیکخواهی،قرین موسیقی،و پرهیزگاری همراه با نیکوست(۵).»

ژاپنیها معتقد بودند که موسیقی هم مانند از طرف خدایان به قوم ارزانی گردیده است. ایزاناگی(۶) و ایزانامی(۷) (دو خدایانی که بامر خدایان سالخورده، را آفریدند) هنگام آفرینش زمین سرود میخواندند و هزار سال بعد در سال ۴۱۹ امپراطور این کی یو(۸) هنگام گشایش یک جدید. واگون(۹) (نوعی قانون) نواخت و ملکه رقص کرد. وقتی که این کی یو در گذشت، کره هشتادتن خنیاگر بژاپون فرستاد تا در مراسم تشییع جنازه او شرکت کنند. اینان دستگاهها و ابزارهای موسیقی تازه ای که از آن مردم کره و و بود بژاپونیان آموختند(۱۰).

این بود مختصری از و چگونگی موسیقی در کشورهای باستانی که بطور مقدمه بیان شد. اینک میپردازد باصل موضوع یعنی موسیقی در از کهنترین ایام و در .

موسیقی در :

از همان دورانی که با سایر همنژادان خود یعنی طوائف آریائی در آغوش دشت و دمن بسر میبردند با نغمه‌های جانبخش موسیقی و خواندن سرود و عبارات منظوم،آن کشش و سروری را که دیدار مناظر دلپذیر طبیعت و آسمان صاف و نیلگون و رنگهای گوناگون افق،در هر پگاهی و شامگاهی بوجود میآورده، نمودار میساخته اند. انگیزه‌هائی را که زیبائی و فریبندگی‌های این زندگی بی بند و بار و آزاد، در آغوش طبیعت، برای این مردم بوجود میآورده و با آهنگهای دلنواز غمزدا از دهان آنها بیرون میآمده، در اثر نداشتن نتوانسته است آنها را ضبط نماید. اگر هر آینه ضبط شده بود، امروز ما از نحوه اندیشه و احساسات و تألمات آنان گنجینه‌های گرانبهائی داشتیم و لازم نبود به حدس و مظنَّه متوسل شویم. همانطور که بقایای هنریشان، گنجینه‌های ارزنده و جالب را برای ما بیادگار گذارده است.

وجود قطعات مسجَّع و منظومی در ریگ ودا و ، دو اثر دینی و آریای و ایران و موسیقی و رقص

_____________________________

۱ـ تاریخ غلم تألیف ژرژ سارتن صفحه ۱۰۱ به نقل از Music of the Sumerian چاپ کمبریج سال ۱۹۳۷ تألیف F.W.Galpin

2ـ صفحه ۲۶۸ کتاب جهانهای گمشده تألیف آن تری وایت آقای کیکاوس جهانداری.

۳- Jubal.

4- Chalumeau.

تألیف ویل دورانت «چین و همسایگانش» آقای آریان پور صفحه ۲۹۸ بنقل از:

Li-chi.XVII Brown Story of Conficius 181.

6- Izanagi.

7- Izanami.

8- Inkyo.

9- Wagon.

10ـ صفحه ۱۱۸۴ همان کتاب ()

رایج در میان هندیان که از تشریفات مذهبی آنان بوده است، بخوبی وجود و اهمیت این هنر را در قبائل آریائی نمودار میسازد. یک بخش مهم از «گاثاها» مشتمل بر نیایش و سرودهای مذهبی است که با آهنگهای مخصوص و تشریفات ویژه ای هنگام نیایش اهورمزدا میشد، و سرودهای برای پذیرش حافظ مردم که از و سواد بی بهره بوده‌اند، آسان و موزون بوده و بعلاوه مفاهیم گفته‌ها هنگامی که منظوم و با آواز ادا میشد، در دلها بیشتر اثر میکرده است.

\\\

از تاریخ در ادوار خیلی دور و حتی در دوره هخامنشی و همانطور که گفته شد بواسطه در دست نبودن مدارک، مانند بعضی دیگر از این ، اطلاعات کافی و موثقی در دست نیست و همچنان تاریک و مبهم مانده است، ولی با در نظر گرفتن نژادی و ارتباط با سایر کشورهای همسایه و تابعه که فی الجمله اشاره ای بدانها شد، میتوان تصور کرد که نوازندگان و خوانندگان و موسیقی دانانی داشته اند و با در نظر گرفتن ذوق و استعداد سرشار که بوجود آورنده کاخهای که از زیبائی و شکوه و هنر و تزئینات سرآمد کاخهای زمان خود و پیش از آن بوده اند، به پیشرفت آنان در این فن نیز میتوان معتقد و مطمئن شد، منتها همانطور که هم اکنون گاهی نوازندگان قطعاتی میسازند و هنرنمائی مینمایند در حالی که از اصول و قواعد این فن اطلاعات کافی ندارند، در گذشته هم تصور میرود که چندان مقیَّد باجراء قواعد و ارتباط اصوات و الحان نبوده اند.

قسمتی از اطلاعات ما را در این باره روایات تاریخ و گفته‌های شاهنامه فردوسی و کتابهای دینیو مختصری از اشیاء و آلات موسیقی که احیاناً در کاوشها بدست آمده، تشکیل میدهد. تاریخ نویس مینویسد: «ایرانیان برای تقدیم نذر و قربانی بخدا و مقدسات خود مذبح ندارند و روشن نمیکنند، بر قبور شراب ‌پاشند، ولی یکی از موبدان حاضر میشود و یکی از سرودهای دینی را میخواند.» شاید مقصود همان قطعات گاتاهای اوستا بوده است.

گزنفن تاریخ نویس دیگر نوشته است: « هنگام حمله به سپاهیان بر عادت خود سرودی آغاز کرد که سپاهیان با صدائی بلند توأم با ادب و احترام دنبال آنرا خواندند، وچون سرود بپایان رسید، آزادمردان با گامهای برابر، با نظم و ترتیب تمام براه افتادند.» در جای دیگر مینویسد: « برای حرکت سپاه چنین دستور داد که صدای شیپور، علامت حرکت و عزیمت خواهد بود و همینکه صدای شیپور بلند شد باید همه سربازان حاضر باشند و حرکت کنند.» و همچنین مینویسد، «در نیمه شب که صدای شیپور عزیمت و کوچ کردن بلند شد سردار سپاه را فرمان داد تا با همراهان خود در جلو صفوف منظم سپاهیان قرار گیرد.

بعد گفت همینکه بمحل مقصود رسیدم و حملات دو سپاه نزدیک شد، سرود جنگی را میخوانم و شما بی درنگ پاسخ مرا بدهید.» هنگام حمله چنانکه گفته بود سرود را آغاز کرد و سپاهیان همگی با وی هم آواز شدند. سایر تاریخ یونانی نوشته اند که: «پادشاهان ایران هنگامی که بر خوردن طعام می‌نشستند، دسته ای از کنیزان به خنیاگری مشغول میشدند ورامشگری میکردند و می‌رقصیدند، نوازندگان و خنیاگران کشورهای تابعه چون و هند و در دربار بوده اند و بطوریکه نوشته اند در جنگ «ایسوس» پس از شکست سوم سیصدو بیست نوازنده ضمن اسیران بدست پارمنیون سردار افتاد. آتنه مورخ قرن سوم از قول دوریس تاریخ نویس قرن چهارم پیش از میلاد، درباره تشریفات جشن مهرگان نوشته که: «در ان جشن در حضور شاهنشاه نوازندگان و خوانندگان به نوازندگی و خوانندگی میپرداخته اند.»

در سال ۱۳۳۶ خورشیدی، ضمن کاوشهای پیرامون سوم هخامنشی در یک شیپور بلند فلزی که اینک در موزه نگاهداری میشود، بدست آمد. بلندی این شیپور ۲۰ر۱ متر و قطر دهنه آن پنجاه سانتیمتر میباشد. این نوع شیپور را در «کرنا» یا «کارنای» یعنی (نای جنگی) مینامیده اند که هنگام جنگ بکار میرفته است. کار یعنی جنگ (کارزار از همین واژه است) و نای همان نی میباشد.

در دوران قدیم و هخامنشی دو دسته آلات موسیقی معمول بود: بعضی برای رزم و پاره ای جهت بزم. سازهای رزمی عبارت بوده است از کوس، کرنا، نی، شیپور، سنج و درای. فردوسی در شاهنامه بچند نوع آن اشاره کرده است:

پر شد از ناله کرنای

تبیره بر آمد بهر دو سرای

تبر خون و شب گون و زرد و بنفش

همی آسمان بر زمین داد بوس

همی کوه را دل برآمد زجای

هوا تیره گشت از فروغ درفش

برآمد دو نای و آوای کوس

زآواز شیپور و زخم درای

\\\

تبیره برگرفتند راه

خروشیدن سنج و هندی درای

خروشی برآمد ز ایران سپاه

بابر اندر آمد دم کَّرنای

\\\

تبیره برآمد بهر دو سرای

همی آسمان آندر آمد زجای

بدانگه که لشگر بجنبد ز جای

زبس ناله بوق و کوس و درای

پادشاهان و امیران و سران قوم و سپاه پس از هر جنگی و هنگام صلح و صفا مجالسی میآراستند که خالی از می و جام و خواننده و نوازنده و رامشگر نبوده است، همانطور که فردوسی گفته:

بر آسود از رنج تن، دل زکین

می و جام و رامشگران خواستند

ز راهش جهان پرز آوای نوش

سر سال نو هرمز فرودین

بزرگان بشادی بیاراستند

به فرمانش مردم نهاده دو گوش

درباره مجلس بزم فرویدون فرموده است:

که دو آلت بزم شاهی بجوی

به پیمان جام و برآوای خوان

بدانش همه دل زدای من است

چنان چون سزد در خور بخت من

بکرد آنچه گفتنش بدور رهنمای

هم اندر خورش با گهر مهتران

بفرمود آفریدون بدوی

نبیدآر و رامشگران را بخوان

کسی کو برامش سزای من است

بیار انجمن کن بر تخت من

سخن را چو بشنید از کدخدا

می روشن آورد و رامشگران

گاهی برای فتح و فیروزیها و ترغیب بکشور گشائی و سرکوبی شورشیان،‌همین خوانندگان و سرودسازان و سرود خوانان، نقش مهمی را ایفا میکرده اند که در اشعار فردوسی منعکس میباشد. از آنجمله تشویق و ترغیب کاوس است برای فتح مازندران. خواننده و نوازنده در این سرود، پرده زیبائی از آب و هوا و چهار فصل معتدل و خواسته‌ها و مواهب این سرزمین شاداب در ذهن مجسم میسازد:

برآورد مازندرانی سرود

همیشه برو بومش آباد باد

نه گرم و نه سرد و همیشه بهار

همیشه پر از لاله بینی زمین

همه ساله باز شکاری بکار

همه نامداران زرین کمر

بکام از دل و جان خود شاد نیست

به بربط چوبایست برخاست رود

که مازندران شاه را یاد باد

هوا خوش گوار و زمین پرنگار

دی و و آذر و فرودین

همه ساله خندان لب جویبار

بتان پرستنده با باغ و رز

کسی کاندران بوم آباد نیست

در شاهنامه منعکس است که وقتی بیژن داخل چادر منیژه میشود، نوازندگان را می‌طلبد و میگساری میکند و نوازندگان ایستاده بربط و چنگ مینوازند و آوازه میخوانند. منیژه را بکاخ خود میخواند و از نو جشنی بر پا میسازد که در آن ششصد غلام، رباب میزدند و آواز میخواندند و می در جامها میریخته اند.

کریستن سن از قول شاهنامه فردوسی نقل کرده که: «می و موسیقی نیروی تازه ای بفکر برای نوشتن میدهد و شاید برای همین موضوع است که گودرز وقتی نامه پیرانرئیس س